تبليغاتX
جاده

جاده

يادداشت هايي كه از منظري با زندگي در ارتباط است

زندگي با چشمان يك زن

اين اخرين مطلب در جاده هست.

شايد يك زماني باز نوشتم اين جا. ولي بلاگ جديدي را شروع كردم به نام زندگي با چشمان يك زن . مدتي...

اين هم آدرسش

http://goolia.persianblog.ir/


خوشحال مي شوم بخوانيد.

+ نوشته شده در  90/07/20ساعت   توسط مريم حيدري  | 

گلي از خاك مادر

آشنايي ام با فرهنگ سرزمين مادرم در خاطرات كوتاه و پراكنده كودكي مادر و اشعاري است كه گاه خاله ام زمزمه مي كند. با اين كه كردها هم ايراني اند، هر بار كه آوازي مي خوانند در صدايشان دلتنگي هاي يك مهاجر را مي شود، شنيد. تصاوير ساقه هاي طلايي مزرعه گندم پدر و انگورهاي كبود باغ عمو جانشان و عاشقانه هاي نازدانه ي، ليمو نامي با پسر آسيابان كه سرانجام به مرگ پسرك و خودسوزي ليمو انجاميد و ده ها داستان ديگر ... به ياد زيبايي هاي زندگي هايي كه هرگز ديده نشد. و به احترام سونا، طوطي و ليموهايي كه داستان شب هاي كودكي ام بودند. دو ترانه زيبا به زبان كردي انتخاب كردم.  

ته نیا

چی وا  له  دیاران نامه وه

 سیرانی شاران نامه وه

بی نینی یاران نامه وه

یادگاری جاران نامه وه

هرتوم ده وه  هرتوم ده وه

چی وا  له  دنیا نامه وه

به تاسه دید نی توم شه وه

من هر به ته نیا توم ده وه

شه پولی دریا نامه وه

ئوینی دنیا نامه وه

عه شقی بی بریا نامه وه

تنیا یی ته نیا نامه وه

هرتوم ده وه  هرتوم ده وه

چی وا  له  دنیا نامه وه

مي توانيد شعر را با صداي ناصررزازی در آدرس زير گوش دهيد.

http://www.4shared.com/file/181034220/4f7cff39/taneia__qaribem_album_.html


شیرین و شیرین

ایشن له‌دوریت فره هولمه
شیرین گیان - شیرین آی گشت که‌س
چه نه بیستون غه م له کولمه
شیرین گیان - کو بیستون چه‌س
کو وه‌کی بیستون ارام چو خاکه
شیرین گیان - له توره‌ش کیشم
له کو وه‌کی غه‌مت جه‌رگم پرچاکه
شیرین گیان - هی نازداره‌که‌م

شیرین و شیرین شیرین گشت که‌سم
ناز دار شیرین - ناز شیرین - شیرین گشت که‌سم
عشق تو داسه تیشه وه ده‌سم
عشق تو داسه تیشه وه ده‌سم

وه زه‌خم تیشه عُقده خالی که‌م
شیرین گیان - عُقده‌ی وه رینم
و زوان تیشه نال و زاری که‌م
شیرین گیان - تیشه کی شینم
یه‌شو ارای چه له بیستون ناد
شیرین گیان - ده‌نگه‌کی تیشه‌م
هاتمه له خواوت نازت وه‌کیشم
شیرین گیان - هی نازداره‌که‌م

شیرین و شیرین شیرین گشت که‌سم
ناز دار شیرین - ناز شیرین - شیرین گشت که‌سم
عشق تو داسه تیشه وه ده‌سم
عشق تو داسه تیشه وه ده‌سم

شنيدن اين ترانه زيبا با صدای شهاب جزایری

http://www.4shared.com/get/u6L5hZdW/shirin_shirinah.html

+ نوشته شده در  90/07/18ساعت   توسط مريم حيدري  | 

زندگي يعني همين ها

جادوی عکاسی سیاه و سفید

+ نوشته شده در  90/07/17ساعت   توسط مريم حيدري  | 

معرفي كتاب


"به اعتقاد لسينگ آدم ها نمي توانند در مقابل جريان هاي زمانه خود مقاومت كنند. ولي زندگي خود او چالشي با اين عقيده محسوب مي شود، او در تمام عمر به مبارزه با آن ضرورت هاي زيستي و فرهنگي پرداخت كه محكومش كرده بودند بي هيچ اعتراضي در ازدواج و مادري غرق شود" 

اين مطلب را مژده دقيقي در ابتداي كتاب "زندان هايي كه براي زندگي انتخاب مي كنيم" اثر دوريس لسينگ آورده است.

اين كتاب در 5 بخش تشكيل شده كه به گوشه هايي از رفتارهاي غيرمنطقي انسان در طول تاريخ اشاره دارد و اعتراض به اين موضوع كه انسان دانسته ها و دانشش را در حد اطلاعات نگه داشته و به ورطه عمل نمي آورد. دولت ها و حزب ها بنا به ضرورت تشكيل مي شوند بدون درس گرفتن از همتايان خود در گذشته و انقلاب ها همچنان تكرار مي شود. لسينگ اشاره مي كند كه ما با تمام اين كوشش ها گاه رفتارهايي متوحشانه را در گوشه و كنار دنيا شاهد هستيم. و اين پروسه باعث تعجب آيندگان خواهد بود.

"آدم هايي كه پيوسته در حال سنجش و مطالعه اند به منتقدان آن چه مي سنجند و مطالعه مي كنند تبديل مي شوند."

"چيزي كه به عنوان برحق بودن من،برحق بودن جناح من وجود ندارد، چون طرز تفكر امروز من قطعا بعد از يك يا دو نسل قدري مضحك به نظر مي رسد. در بهترين حالت بعد از فرو نشستن همه هيجان ها به بخش كوچكي از يك روند بزرگ ،يك تحول تبديل شده است"

لذت مطالعه نوشته هايي با اين مضمون به اين است كه صاحب اثر خود گنجينه با ارزشي از تجاربي اين چنين را در زندگي داشته باشد و تنها مشاهده گري از دورنباشد و خود در دامن چنين دوره هاي گذاري پرورش يافته باشد. انساني كه خود جزيي از جريان بوده و از نزديك همه چيز را لمس كرده باشد.شايد دانستن ان نكته جالب باشد كه لسينگ اين كتاب را سال 1986 و در سن 66 سالگي نوشته است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كتاب: زندان هايي كه براي زندگي انتخاب مي كنيم. نويسنده: دوريس لسينگ. ترجمه(نه چندان دلنشين): مژده دقيقي. نشر:كندوكاو. قيمت: 2500 تومان

+ نوشته شده در  90/07/12ساعت   توسط مريم حيدري  | 

نامه 1


سلامنمي دانم از چه زماني ديگر برايت نامه ننوشتم. ايميل كه مد شد گفتي اين راه راحت تر است . فكر مي كنم از همان زمان كه برايت ايميل زدم ديگر نوشته هايم نامه به حساب نيامد. متن ها در ايميل كوتاه و خبري بود و ديگر به وصف حال و گذار از ذهنيات نمي رسيد.نامه را برايت بي بهانه مي نوشتم. ولي براي فرستادن هر ميلي بايد مي گشتم پي بهانه اي كه مثلا دارم روي فوكو تحقيق مي كنم ازش هر چه سايت سراغ داري و متن برايم سند كن. حتي ادبياتم هم عوض شد. ديگر در جواب هايت دلجويي و توجه نبود جملات خلاصه شده بود به " مدتي صبر كن" " كارها خوب پيش مي رود " " به همه سلام برسان" " به يادت هستم" .آه. آن قدر زود جوابم را مي دادي كه ديگر بهانه اي نداشتم تا مثل بارها بهت بگويم " دلم برايت تنگ شده چرا يادي نمي گيري؟"تمام  رابطه ميان اين همه فاصله شد نامه اي الكتريكي كه امضايت هم  پايش نبود. ديگر زني بالغ شده ام و مي دانم غر زدن كار خوبي نيست. هنوز يادت هست كه با هم كوه مي رفتيم؟ يادت مانده به من گفتي وقتي خسته اي كمي بايست و راه نرو. ديدن تصوير يك آدم خسته براي هيچ كس جالب نيست ولي ديدن يك آدم ايستاده با لبخند زيباست. هنوز وقتي خسته مي شوم مي ايستم و به رهگذران لبخند مي زنم. اما هنوز وقتي پشت ميز نشسته ام قوز مي كنم.شايد بد هم نباشد كه اين نامه را نمي خواني.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نامه قرار است بیانِ «مکنوناتِ قلبی» باشد. قرار است آن‌چه‌ را که حس می‌کنیم، یا فکر می‌کنیم، در آن بنویسد. نامه‌نوشتن، از یک‌جهت، همچون بازیِ کودکانه‌ای‌ست. به‌عنوانِ نویسنده، همواره، پنهان‌گریم، به‌عنوانِ خواننده جست‌وجوگر.                                                       /بابك احمدي/

+ نوشته شده در  90/07/11ساعت   توسط مريم حيدري  | 

در سوگ نشان شخصيت بلاگ محترم

 
آمديم روز اول گفتيم به رسم همزمانه اي هايمان وبلاگي بسازيم و بعد ديديم براي چون مايي كه دفتر خاطرات باز نيست بد چيزي نيست اين وبلاگ داري. هر از گاهي چيزكي مي نوشتيم و بعد ديديم همان طور كه مي گويند لباس (تا حدودي البته) نشان شخصيت انسان است (براي عمه شان گفته اند البته ) تصميم گرفتيم قالبي براي وبلاگ انتخاب كنيم. از آن جايي كه از كودكي عشق سفر بوديم و سخت همزاد "جلسوميناي" فليني در فيلم جاده اسم وبلاگ را گذاشتيم جاده و گشتيم دنبال پوسته اي مناسب اين اسم ولي هر چه بيشتر گشتيم كمتر يافتيم.از بي حوصلگي و كج سليقگي خودمان بود يا ديگران هي تند و تند قالب را تغيير داديم و اخر يك قالب هم به دلمان ننشت. آخر نمي دانم اين كدامين نخ نامريي است كه اكثر قالب هاي با مضمون جاده  را با شب و مه و مردي غمگين(ترجيحا مست يا شكست خورده) آن ميان وصل مي كند؟اين گونه بود كه از رو رفتيم و بي خيال نشان شخصيت شديم. شايد اصلا همان يك برداشت آزاد از تصويري ذهني كلاسش هم بيشتر باشد. هر چند صحبت از كلاس و جايگاه و خاص بودن و از اين دست اتيكت خنده دار است براي ما كه در ميدان زندگي دلقكي خوش ادا بيش نيستيم.در نظرم بود تا قالبي را گزينه كنم تا روشن باشد كه راحت تر بشود متن را خواند و دوست داشتم تصوير وسط صفحه باشد نه در كنار يادداشت ها و ... زمستان را هم كه دوست ترش مي داريم . در هر حال به همين قالب حاضر بسنده مي كنيم. 
+ نوشته شده در  90/07/11ساعت   توسط مريم حيدري  | 

آیا حرکت سریعتر از نور ممکن است؟

دانشمندان به کشفی دست يافته اند که اگر تایید شود می تواند قوانین فیزیک را بازنویسی کند!

يک گروه بین‌المللی از محققان می گوید: در مشاهده حرکت ذرات وابسته به پدیده های درون اتمی، به نام نوترینو حرکتی سریع تر از سرعت نور - چیزی که قرار بود غیر ممکن باشد - را اندازه گيری کرده اند.

یک شتاب دهنده ذرات يک پرتو نوترينوها را از فاصله 730 کيلومتری آزمايشگاه مرکز تحقيقات اتمی اروپايی در سوئيس به ايتاليا پرتاب کرد هنگامی که نوترينوها در مدت زمان 60 نانو ثانيه  (60 میلیاردم ثانیه) و سريع تر از سرعت نور به مقصد رسيدند دانشمندان شوکه شدند!  آلبرت اینشتین در اوایل قرن 19 ميلادی در نظریه خاص نسبیت و معادله معروف

E = mc2

انرژی را برابر جرم ضربدر سرعت نور به توان 2 می داند که يک جزء بنيادين از فيزيک مدرن است بر اساس اين نظريه هيچ چيزی نمی تواند سريعتر از سرعت نور حرکت کند

اگر یافته های نوترینو اثبات شود، فیزیکدانان را مجبور می‌کند که در بسياری از فرضيه های قرن گذشته پيرامون چگونگی کار گيتی تجديد نظر بعمل آورند اين گروه تحقيقاتی می گويد نتايج بدست آمده بسختی قابل باور است حتی برای دانشمندانی که آنها را کشف کرده اند محققان از ساير دانشمندان در نقاط دیگر جهان درخواست کرده اند اين نتايج را به دقت بررسی کنند، تا اطمينان حاصل شود که احيانا خطايی در روش و يا محاسبات وجود نداشته باشد.

+ نوشته شده در  90/07/09ساعت   توسط مريم حيدري  | 

تحمل زندگي

 هنر،‌ نسخه‌یِ دومِ جهانِ واقعی نیست. از آن نکبت، همان یک نُسخه کافی‌ست.

 

 /ویرجینیا وولف/

 

+ نوشته شده در  90/07/09ساعت   توسط مريم حيدري  | 

شكل جديد

از اين هفته يه كم فرم وبلاگ را تغيير مي دهم. مثلا من هميشه همين طوري در مورد همه چي مي نوشتم بدون دسته بندي و الان اگر بخواهم بر گردم به قبل تنها تاريخ نوشته ها كمك مي كنه ولي متوجه شدم در خيلي از وبلاگ هاي دوستانم كه مي شود موضوع تعريف كرد و اگر روزي بخوام به نوشته هاي قبلي مراجعه كنم از روي اين فهرست راحت تر مي تونم. اين پست را يك انسان تازه از غار بيرون آمده نوشته.

+ نوشته شده در  90/07/08ساعت   توسط مريم حيدري  | 

...

تو و پیانو

باهم نشسته اید 

جهان زیباست و شوپن

........

کلاغی نشسته برشانه ی مترسک صبور

و دور ها دخترکان کوزه به دوش

از چشمه باز می آیند

.......

از خانه برون می روند طلب نان را

و شب خسته می آرمند

بی آن که بدانند 

چه بی دریغ بود آفتاب


/کاوه گوهرین// 

"هایکوهای ایرانی"با ترجمه ی انگلیسی و هلندی شعرها

+ نوشته شده در  90/07/08ساعت   توسط مريم حيدري  |